وجود واژهنامه یکسان در زنجیره تأمین نقش کلیدی در هماهنگی، دقت و ارتباط بین واحدهای مختلف دارد. استفاده از اصطلاحات متفاوت در بخشهایی چون حملونقل، انبارداری و تدارکات، باعث سوءتفاهم، تأخیر در فرآیندها و خطا در تصمیمگیریها میشود.
یکسانسازی واژگان باعث میشود تمام اعضای سازمان و شرکای تجاری با درک مشترک از مفاهیم فعالیت کنند که باعث بهبود ارتباطات بین سازمانی، افزایش دقت در مستندسازی و گزارشها،تسهیل آموزش کارکنان،انطباق با استانداردهای بینالمللی و پشتیبانی از سیستمهای دیجیتال و ERPخواهد شد.
سازمانهایی که واژههای خود را استانداردسازی میکنند، گامی مهم در جهت شفافیت، سرعت و توسعه پایدار زنجیره تأمین برمیدارند.
در عصر تحول دیجیتال، زبان مشترک یعنی کارایی بیشتر.
20ft Container | جعبه فلزی به طول 6 متر ، عرض 2.4 متر ، ارتفاع 2.6 متر، ظرفیت 33 متر مکعب، وزن 2230 گیلوگرم، حداکثر ظرفیت 22 تن | کانتینر 20 فوت |
40ft Container | جعبه فلزی به طول 12.2 متر ، عرض 2.4 متر ، ارتفاع 2.6 متر، ظرفیت 67.5 متر مکعب، وزن 3780 گیلوگرم، حداکثر ظرفیت 26 تن | کانتینر 40 فوت |
Advance Shipping Notice (ASN) | سندی که جزئیات محموله را قبل از رسیدن به مقصد ارائه میدهد | اطلاعیه حمل پیشرفته |
Aging | مدت زمانی که یک کالا در انبار باقی میماند بدون فروش یا استفاده، که میتواند به موجودی راکد منجر شود | کهنگی موجودی |
Air cargo port | بندرگاه هوایی | |
Backhaul | استفاده از ظرفیت خالی وسیله نقلیه در مسیر بازگشت برای حمل بار | حملونقل بازگشتی |
Backorder | سفارشی که به دلیل کمبود موجودی نمیتواند فوراً تکمیل شود | سفارش معوق |
Batch Picking | جمعآوری چندین سفارش به طور همزمان برای افزایش کارایی در انبار | جمعآوری دستهای |
Bill of Loading (BOL-B/L) | سندی که جزئیات محموله و شرایط حملونقل را مشخص میکند و به عنوان قرارداد بین فرستنده و حملکننده عمل میکند | بارنامه |
Bin Packing | بستهبندی بهینه کالاها | بستهبندی کانتینری |
Bonded Warehouse | انباری که کالاها در آن بدون پرداخت عوارض گمرکی ذخیره میشوند | انبار گمرکی |
Break Bulk | کالاهایی که به صورت فله (نه در کانتینر) حمل و تخلیه میشوند | |
Bulk terminal | پایانه بار عمده | |
Carrier | شرکت یا فردی که مسئول جابجایی کالاها از یک مکان به مکان دیگر است | حملکننده |
Carrier Co | به شرکت هایی که مالک وسیله نقلیه حمل کالا هستند اطلاق می شود. این شرکتها صرفا به عنوان حمل کننده فیزیکی و قانونی کالا شناخته می شوند. شرکت های کریری کلیه مسئولیت هایی که به حمل و نقل مربوط است را به عهده دارند. به عبارتی کریر به شخص یا شرکتی گویند که با فرستنده کالا قرارداد بسته است تا بار او را حمل کند.شرکتهای کریری می تواندد فورواردر هم باشند. | متصدی حمل |
Carrier Liability | مسئولیت قانونی حملکننده در قبال خسارت یا از دست رفتن بار | مسئولیت حملکننده |
Cold Chain | سیستم لجستیکی برای حمل و نگهداری کالاهای حساس به دما مانند مواد غذایی یا داروها در شرایط دمایی کنترلشده | زنجیره سرد |
Consignee | شخص یا شرکتی که کالاها به او تحویل داده میشود | گیرنده |
Consignment | کالاهایی که به شخص یا شرکتی سپرده میشود تا به فروش برساند، در حالی که مالکیت آنها نزد فرستنده باقی میماند | محموله امانی |
Container | یک وسیله حمل و نقل است که برای حمل بار به کار میرود. این وسیله از جنس فلزی ساخته شده است و عموماً در اندازه 20 فوت و 40 فوت تولید میشود. جنس بدنه کانتینرها به گونه ای است که در برابر آب و رطوبت و تابش نور خورشید دارای مقاومت و استحکام لازم باشد. | کانتینر |
Container Feeders | فیدرها نوع کوچک تری از کشتیهای بزرگ کانتینری هستند که بار و کانتینرها را بین بنادر کوچکتر و بزرگتر در سراسر جهان حمل میکنند. این کشتی ها به عنوان ارتباط مهم بین بنادر ساحلی کوچک و بنادر بزرگ عمل میکنند و در مسیرهای کوتاه تر و بین بنادر مناطق مجاور در حال تردد هستند. | |
Container yard | محوطه کانتینرها | |
Cross dock | بارانداز متقاطع – مکانی است که محصولات و مواد از یک منبع ورودی (کامیون، واگن ریلی و … ) تخلیه و با کمترین زمان ذخیرهسازی مجدداً بارگیری و منتقل میشوند. | |
Cross-Border Logistics | مدیریت حملونقل کالاها بین کشورهای مختلف | لجستیک فرامرزی |
Cross-Docking | روشی که در آن کالاها از یک وسیله نقلیه مستقیماً به وسیله نقلیه دیگر منتقل میشوند با حداقل زمان ذخیرهسازی | تخلیه و بارگیری متقاطع |
Customs Clearance | فرآیند اخذ مجوز از گمرک برای ورود یا خروج کالاها از یک کشور | ترخیص گمرکی |
Cycle Counting | روشی برای بررسی منظم موجودی انبار به منظور اطمینان از دقت سوابق موجودی | شمارش دورهای |
Dead Stock | کالاهایی که در انبار باقی مانده و به فروش نمیروند | موجودی راکد |
Deadhead | زمانی که وسیله نقلیه بدون بار به مقصد بعدی حرکت میکند | حرکت بدون بار |
Declaration Reg Number | شماره کوتاژ | |
Demand Forecasting | فرآیند پیشبینی نیازهای آینده مشتریان برای برنامهریزی بهتر موجودی و تولید | پیشبینی تقاضا |
Demurrage | هزینهای که برای تاخیر در تخلیه یا بارگیری کشتی یا کانتینر دریافت میشود (در داخل بندر یا پایانه) | جریمه توقف |
Detention | هزینهای که برای تاخیر در بازگرداندن کامیون یا کانتینر به حملکننده دریافت میشود. (بیرون از بندر) | توقف کامیون |
Dispatch Status | اطلاعاتی که نشاندهنده مرحله فعلی فرآیند ارسال یک محموله است (مانند در انتظار، در حال حمل، تحویلشده) | وضعیت ارسال |
Distribution Center | مراکزی که برای دریافت، ذخیره و توزیع کالاها به مقاصد مختلف استفاده میشود | مرکز توزیع |
Drayage | حملونقل کوتاهمسافت کالاها، معمولاً از بندر به انبار یا بالعکس | درایج |
Driver Performance | معیاری برای ارزیابی کارایی رانندگان در زمینههایی مانند زمان تحویل، ایمنی و مصرف سوخت | عملکرد راننده |
Drop Shipping | روشی که در آن فروشنده سفارشات را مستقیماً از تامینکننده به مشتری ارسال میکند بدون نگهداری موجودی | دراپ شیپینگ |
Dry port | بندر خشک (بندرداخلی) | |
Fifth Party Logistics | شرکت های ارائه دهنده ی راه حل های هوشمند لجستیکی – ترکیبی از مدلهای لجستیکی سوم و چهارم که با بهره گیری از فناوری اطلاعات تمام فعالیتهای زنجیره تامین را کنترل میکند و هدف آن ایجاد تغییر زنجیره تامین به شبکه تامین است. | 5PL |
Finish Good | محصول نهایی | |
First Mile Delivery | مرحله ابتدایی زنجیره تامین که شامل جمعآوری کالا از تامینکننده یا تولیدکننده و انتقال به مرکز لجستیک است | |
First Party Logistics | هرگاه تولیدکننده یا عرضهکنندهای، بهطور اختصاصی و انحصاری، از پتانسیل و امکانات عرضه خدمات لجستیکی مربوطه برخوردار باشد (مثلاً دارای سیستم حمل و نقل و امکانات توزیع اختصاصی داشته باشد) | 1PL |
Fleet | مجموعه وسایل نقلیه (مانند کامیونها یا ونها) که یک شرکت برای حملونقل استفاده میکند | ناوگان |
Forwarder Co | کارگزار حمل-رابط میان صاحبان بار و شرکتهای کریر هستند. فوروارد یا همان متصدی حمل و نقل کالا اشخاص حقیقی یا حقوقی می باشند که نوعی مشاور صاحبان بار به می باشند.در واقع فورواردر حمل و نقل طراح و برنامه ریز چگونگی حمل بار مشتری است و تمامی امور مربوط به حمل و نقل کالا را از جانب صاحب بار انجام می دهد. به یاد داشته باشید که فورواردر حمل و نقل، در جابجایی فیزیکی و حمل و نقل کالاها دخالتی ندارد و فقط برنامه ریزی این کار به عهده اوست. | |
Fourth Party Logistics | یک مدل عملیاتی است که در آن یک کسب و کار کل مدیریت زنجیره تامین و تدارکات خود را به یک ارائه دهنده خدمات خارجی برون سپاری می کند. شرکتهای4PL معمولاً تنها نقطه تماس مشتریان با زنجیره تامین هستند. این شرکتها دارای دامنه وسیع تری از مسئولیت ها هستند که شامل مدیریت منابع، فناوری و زیرساخت ها و ارائه بینش و مدیریت استراتژیک می شود. 4PL ها به عنوان ارائه دهندگان لجستیک پیشرو شناخته می شود.(LLP) | 4PL |
Freight | کالاهایی که از طریق حملونقل جابجا میشوند، معمولاً در مقیاس بزرگ | بار |
Freight Audit | بررسی صورتحسابهای حملونقل برای اطمینان از دقت و صحت هزینهها | حسابرسی بار |
Freight Audit and Payment (FAP) | فرآیند بررسی و پرداخت صورتحسابهای حملونقل | حسابرسی و پرداخت بار |
Freight Broker | واسطهای که بین فرستنده و حملکننده برای هماهنگی حملونقل عمل میکند | کارگزار بار |
Freight Claim | درخواست جبران خسارت از حملکننده برای کالاهای آسیبدیده یا گمشده | ادعای خسارت بار |
Freight Classification | سیستمی برای دستهبندی بارها بر اساس وزن، ابعاد و نوع کالا برای تعیین هزینه حمل | طبقهبندی بار |
Freight Collect | شرایطی که گیرنده هزینه حمل را پرداخت میکند | پرداخت در مقصد |
Freight Consolidation | ترکیب چندین محموله کوچکتر به یک محموله بزرگتر برای کاهش هزینههای حملونقل | تجمیع بار |
Freight Equalization | استراتژی برای یکسانسازی هزینههای حملونقل برای مشتریان در مناطق مختلف | تساوی نرخ حمل |
Freight Forwarder | فورواردر بار، شخص یا شرکتی است که بهعنوان واسطه بین فرستنده کالا (Shipper) و حملکننده (Carrier) عمل میکند و مسئولیت سازماندهی و هماهنگی فرآیند حملونقل کالاها را بر عهده دارد | |
freight forwarding | بارفرابر، یک واسطه در زنجیرهی خطوط حملونقل است که مدیریت حمل کالای شخص دیگری را برعهده میگیرد. | |
Freight Insurance | بیمهای که خسارات یا از دست رفتن کالاها در طول حملونقل را پوشش میدهد | بیمه بار |
Freight on Board (FOB) | شرایطی که مشخص میکند چه کسی هزینهها و ریسکهای حمل را بر عهده دارد. فروشنده مسئولیت کالا را تا روی عرشه ی کشتی به عهدا دارد و پس از آن، مسئولیت، هزینه ها و ریسک ها به عهده ی خریدار است. | تحویل روی کشتی |
Freight Overcharge | زمانی که هزینه بیشتری از مقدار واقعی برای حمل دریافت شده است | |
Freight Prepaid | شرایطی که فرستنده هزینه حمل را پرداخت میکند.(هزینه حمل بار پیش از ازسال کالا توسط فرستنده پرداخت می شود.) | پیشپرداخت بار |
Freight Rate | هزینهای که برای جابجایی بار از یک مکان به مکان دیگر دریافت میشود | نرخ حملونقل |
Freight Terminal | مکانی برای بارگیری، تخلیه و انتقال محمولهها | پایانه بار |
Freight Undercharge | زمانی که هزینه کمتری از مقدار واقعی برای حمل دریافت شده است | |
Freight village | دهکده حمل بار | |
FTL (Full Truckload) | حملونقل محمولهای که کل کامیون را پر میکند | بار کامل |
Fulfillment | مجموع فرایندها از تامین کالا توسط فروشنده تا رسیدن آن به مشتری نهایی – شامل کلیه خدمات حمل و نقل، انبارداری، بستهبندی و توزیع کالا | فرآیند دریافت، پردازش و تحویل سفارشات به مشتریان |
GTIN Code | شناسه بین المللی کالا | |
Handheld/Personal Digital Assistant (PDA) | یک دستگاه کوچک قابل حمل با سیستمعامل است. کاربرد اصلی این وسیله در مواردی است که علاوه بر نیاز به مزایای رایانه، قابل حمل بودن هم نیاز است. | |
Hazmat | موادی که به دلیل ماهیت خطرناکشان نیاز به حملونقل ویژه دارند | مواد خطرناک |
Hinterland terminal | ترمینال پسکرانه | |
Hub-and-Spoke Model | سیستمی که در آن کالاها از یک مرکز اصلی به مقاصد مختلف توزیع میشوند | مدل مرکز و پره |
Inbound Logistics | لجستیک درونی – فرایند انتقال مواد خام و اجزاء آن از تامینکننده به تولیدکننده | |
Incoterms | مجموعه قوانین بینالمللی که مسئولیتها، هزینهها و ریسکهای مربوط به تحویل کالا بین خریدار و فروشنده را مشخص میکند | اینکوترمز |
Industrial park | شهرک صنعتی | |
Inland clearance depot | انبار ترخیص داخلی | |
Inland customs depot | گمرک داخلی | |
Intermodal Transportation | استفاده از چندین نوع وسیله نقلیه (مانند کامیون و قطار) برای جابجایی یک محموله | حملونقل بینحالتی |
Inventory | مجموعه کالاها یا موادی که یک شرکت برای فروش، تولید یا مصرف در آینده نگهداری میکند | موجودی |
Inventory Turnover | نرخ فروش یا مصرف موجودی در یک دوره زمانی خاص، که نشاندهنده کارایی مدیریت موجودی است | گردش موجودی |
Just-in-Time | روشی در مدیریت موجودی که در آن مواد و کالاها درست در زمان نیاز برای تولید یا تحویل دریافت میشوند | JIT |
Kitting | جمع آوری و بسته بندی اجزای مربوط به یک محصول یا سفارش، در قالب یک بسته ی واحد، پیش از ارسال به خط تولید یا مشتری.) | |
Landed Cost | کل هزینه یک محصول شامل قیمت خرید، حمل، بیمه، عوارض گمرکی، هزینه های تخلیه و بارگیری و انبارداری | هزینه تمامشده |
Last Mile Delivery | آخرین مرحله از فرآیند زنجیره تامین – اتقال محصول از یک فروشگاه خردهفروشی یا انبار به مقصد مشتری نهایی | مرحله نهایی تحویل کالا به مشتریان نهایی |
Lean Logistics | رویکردی برای حذف هدررفت و افزایش کارایی در عملیات لجستیک | لجستیک ناب |
Linehaul | جابجایی بار بین مراکز لجستیک یا بنادر اصلی | حملونقل اصلی |
Liner Vessels | خطوط کشتیرانی منظم، به شرکتهایی اطلاق میشود که، دارای کشتی، و برنامهی منظم حمل هستند، و میان بنادر معینی، تردد دارند. در خطوط کشتی رانی منظم، کشتی، دریک مسیر معین، و با برنامهی زمانی از پیش تعیینشده، کالا یا مسافر، حمل میکند. | |
Load Planning | فرآیند بهینهسازی چیدمان کالاها در وسیله نقلیه برای حداکثر استفاده از فضا | برنامهریزی بارگیری |
Load Tender | پیشنهادی که فرستنده به حملکننده برای حمل یک محموله ارائه میدهد | پیشنهاد بار |
Loading | بارگیری | |
Location | جایگاه | |
Logistics | فرآیند برنامه ریزی و اجرای کارآمد حمل و نقل و نگهداری و انبارش کالا – لجستیک یکی از اجزاء زنجیره تامین است | لجستیک |
Logistics Hub | مکانی که به عنوان نقطه مرکزی برای هماهنگی و توزیع کالاها عمل میکند | مرکز لجستیک |
Logistics Management | فرآیند برنامهریزی و اجرای عملیات لجستیک برای اطمینان از کارایی و اثربخشی | مدیریت لجستیک |
Logistics Service Provider (LSP) | شرکتی که خدمات لجستیک مانند حملونقل و انبارداری را ارائه میدهد | ارائهدهنده خدمات لجستیک |
LTD (Limited Truckload) | حملونقلی که بخشی از ظرفیت کامیون را اشغال میکند، اما نزدیک به ظرفیت کامل است | بار محدود |
LTL (Less Than Truckload) | حملونقل محمولههایی که فضای کامل یک کامیون را پر نمیکنند | کمتر از بار کامل |
MBR (Minimum Batch Requirement) | حداقل مقدار محصولی که باید تولید یا سفارش داده شود تا فرآیند اقتصادی باشد | حداقل نیاز دستهای |
Middle Mile delivery | مرحله میانی حملونقل که شامل جابجایی کالا بین مراکز لجستیک، انبارها یا پایانهها، قبل از تحویل نهایی است | فرآیند حمل و نقل کالا از یک انبار یا مرکز فروش به خرده فروشی ها |
NVOCC (Non Vessel Operating Common Carrier) | روشی است که در آن شرکت های بزرگ حمل و نقل با در اختیار داشتن کانتینرهای مختص خود اقدام به جابجایی بار خود میکنند. اما برای این جابجایی نیاز به کشتی دارند از طریق آن ها برای جابجایی کانتینرها اقدام میکنند. | |
On Time Delivery (OTD) | زمان تحویل کالا | |
Open-box | کارتن باز | |
OPT (Order Processing Time) | مدت زمانی که برای دریافت، ثبت و آمادهسازی یک سفارش قبل از ارسال در انبار یا مرکز توزیع صرف میشود | زمان پردازش سفارش |
OPY (On-Time Pickup Yield) | درصدی از محمولههایی که طبق برنامهریزی از مبدا جمعآوری میشوند | نرخ جمعآوری بهموقع |
Order Accuracy | میزان صحت و درستی سفارشات تحویلشده به مشتریان | دقت سفارش |
Order Consolidation | ترکیب چندین سفارش برای ارسال در یک محموله | تجمیع سفارش |
Order Cycle Time | مدت زمان کل از دریافت سفارش تا تحویل به مشتری | زمان چرخه سفارش |
Order Management System (OMS) | نرمافزاری برای مدیریت فرآیندهای سفارش از دریافت تا تحویل | سیستم مدیریت سفارش |
Order Picking | فرآیند انتخاب و جمعآوری محصولات از انبار برای آمادهسازی جهت ارسال | جمعآوری سفارش |
OTD (On-Time Delivery) | درصدی از سفارشات که در زمان تعیینشده به مشتری تحویل داده میشوند | تحویل بهموقع |
Outbound Logistics | انتقال محصولات و کالاهای ساخته شده به یک مرحله دیگر در زنجیره تامین است. انتقال محصولات از تولیدکنندگان به انبار، مراکز سفارش گردانی یا مراکز توزیع و همچنین ارسال آنها به مشتریان، خرده فروشان یا سایر مقاصد نهایی | لجستیک بیرونی |
Over-the-Road (OTR) | نوعی حمل و نقل جاده ای است که در آن کالا با کامیون یا تریلی در مسیر های شهری یا بین المللی به صورت مستقیم از مبدا تا مقصد حمل می شود. | |
Owner Group | افرادی که مالکیت وسایل نقلیه یا ناوگان لجستیکی را بر عهده دارند، اغلب در قراردادهای اجارهای | گروه مالک |
Pack-damaged | کارتن پاره | |
Pallet | سازهای چوبی یا پلاستیکی که برای جابجایی و ذخیرهسازی آسان کالاها استفاده میشود | پالت |
Parcel | بسته کوچک | |
Pick | برداشت کالا | |
Pick and Pack | فرآیند انتخاب محصولات از انبار و بستهبندی آنها برای ارسال | انتخاب و بستهبندی |
Picking Location | قفسه یا مکانی در انبار که محصولات برای جمعآوری سفارشات قرار دارند.( به بخشی از قفسه ها یا محوطه انبار گفته می شود که کالا ها برای برداشت سریع و آسان توسط اپراتور یا کارگر آماده شده اند. | محل انتخاب |
Pool Distribution | توزیع کالاها از یک مرکز به چندین مقصد در یک منطقه | توزیع تجمعی |
Port of Discharge | مکانی که محموله از وسیله نقلیه تخلیه میشود | بندر تخلیه |
Port of Origin | مکانی که حملونقل یک محموله از آنجا آغاز میشود | بندر مبدا |
Proof of Delivery (POD) | سندی که تایید میکند کالا به گیرنده تحویل داده شده است، معمولاً شامل امضا یا تاییدیه مشتری | سند تحویل |
Put-away | جاگذاری کالا | |
Receiving Area | منطقه دریافت | |
Receiving | دریافت کالا | |
Reefer | کانتینری با سیستم خنککننده برای حمل کالاهای حساس به دما(کانتینر یا کامیونی که دارای سیستم خنک کننده یا یخچال است و برای حمل کالاهایی که نیاز به نگهداری و دمای خاص دارند، استفاده می شود. | کانتینر یخچالی |
Replenishment | فرآیند پر کردن مجدد موجودی انبار برای جلوگیری از کمبود | تجدید موجودی |
Reverse Logistics | فرآیند مدیریت بازگشت کالاها از مشتری به فروشنده یا تولیدکننده برای بازیافت، تعمیر یا دفع | لجستیک معکوس |
Routing Guide | سندی که مسیرها و روشهای حملونقل را برای محمولههای خاص مشخص میکند | راهنمای مسیر |
Safety Stock | مقدار اضافی موجودی که برای جلوگیری از کمبود در برابر نوسانات تقاضا یا تاخیر در تامین نگهداری میشود | موجودی ایمنی |
Second Party Logistic Model (2PL) | شرکتهای ارائه دهنده خدمات در یک بخش از زنجیره تامین را شامل می شوند. این بخش ها می تواند شامل انبارداری، حمل و نقل، توزیع و یا ارسال به مشتری نهایی باشد. | |
Shipped | وضعیتی که نشان میدهد کالا از انبار یا مرکز توزیع به مقصد فرستاده شده است | ارسالشده |
Shipper | شخص یا شرکتی که کالاها را برای حملونقل آماده و ارسال میکند | فرستنده |
Shipper\Receiver | دریافت کننده کالا\فرستنده کالا | |
Shipping | ارسال کالا | |
Shipping Area | منطقه ارسال | |
SKU (Stock Keeping Unit) | کد یا شمارهای منحصربهفرد برای شناسایی و ردیابی محصولات در انبار( منظور قلم کالا است نه سریال کالا) | واحد نگهداری موجودی |
Slotting | فرآیند تعیین مکانهای بهینه برای ذخیره محصولات در انبار | تخصیص جایگاه |
Stockout | وضعیتی که موجودی کافی برای پاسخگویی به تقاضا وجود ندارد | کمبود موجودی |
STRIP | خالیکردن، یا بیرونآوردن کالا از کانتینر | |
Supply Chain | شبکهای از سازمانها، افراد، فعالیتها و منابع که در تولید و تحویل یک محصول یا خدمت از تامینکننده تا مشتری نهایی دخیل هستند | زنجیره تامین |
Supply Chain Management (SCM) | مدیریت و برنامه ریزی و کنترل تمام فرآیندها از تهیه مواد اولیه تا فروش محصول نهایی | مدیریت زنجیره تامین |
Supply Chain Optimization | فرآیند بهبود کارایی و کاهش هزینهها در زنجیره تامین | بهینهسازی زنجیره تامین |
Supply Chain Visibility | توانایی ردیابی و نظارت بر تمام مراحل زنجیره تامین در زمان واقعی | شفافیت زنجیره تامین |
Tariff | مالیات یا عوارضی که بر کالاهای وارداتی یا صادراتی اعمال میشود | تعرفه |
Third Party Logisticl | مدلی که در آن مجموعهای از خدمات لجستیکی را به مشتریان خود عرضه میکنند. این خدمات بهصورت یکپارچه ارائه میشود و از جمله شامل حملونقل، انبارداری، خدمات سکوهای خرده بار حملونقل ترکیبی و ترانسشیپمنت، مدیریت انبار، دستهبندی، بستهبندی و فورواردرینگ است. | 3PL |
Throughput | نرخ پردازش یا جابجایی کالاها در یک سیستم لجستیک | توان عملیاتی |
Track and Trace | سیستمی برای نظارت بر موقعیت و وضعیت محمولهها در طول حملونقل | ردیابی و پیگیری |
Tramp Vessels | خطوط کشتیرانی نامنظم، این کشتی ها در خطوط معینی فعالیت نمی کنند و محموله ها را به هر نقطه ای که صاحب کالا بخواهد حمل می کنند. | |
Transfer | جابجایی کالا | |
Transloading | جابجایی کالاها از یک نوع وسیله نقلیه به نوع دیگر در طول مسیر(به فرآیندی گفته میشود که طی آن کالا از یک وسیله نقلیه یا نوع حمل و نقل به وسیله یا نوع دیگری منتقل می شود تا ادامه مسیر با روش متفاوتی طی کند.) | انتقال بار |
Transportation | فرآیند جابجایی کالاها از یک مکان به مکان دیگر با استفاده از وسایل نقلیه مانند کامیون، قطار، کشتی یا هواپیما | حملونقل |
Twenty-foot Equivalent Unit | TEU | |
Unit-damaged | معیوب | |
Unloading | تخلیه | |
Urban distribution center | مرکز توزیع شهری | |
Vehicle Resistance | عواملی مانند وزن، آیرودینامیک یا شرایط جاده که بر مصرف سوخت و کارایی وسیله نقلیه تاثیر میگذارند | مقاومت وسیله نقلیه |
Vendor-Managed Inventory (VMI) | سیستمی که در آن فروشنده مسئولیت مدیریت موجودی مشتری را بر عهده دارد | موجودی مدیریتشده توسط فروشنده |
VIP Last Mile delivery | آخرین مرحله از فرآیند زنجیره تامین می باشد که محصول از یک فروشگاه خردهفروشی یا انبار به مقصد مشتری نهایی ارسال می شود با این تفاوت که در آن کلیه خدمات ویژه مورد نیاز مشتری نهایی مانند حمل در طبقات، بالابری و جابجایی داخل منزل و در صورت امکان نصب و راه اندازی محصول نیز انجام می شود (این عبارت برای اولین بار توسط شرکت لجستیک گلدیران تعریف شده است). | |
Warehouse | مکانی برای ذخیرهسازی کالاها به منظور توزیع یا استفاده بعدی | انبار نگهداری کالا و مواد |
Warehouse Management System (WMS) | نرمافزاری برای مدیریت عملیات انبار مانند موجودی، چیدمان و ارسال | سیستم مدیریت انبار |
Wave Area | محل چیدمان موقت کالا | |
Yard Management | نظارت و مدیریت وسایل نقلیه و کانتینرها در محوطه انبار یا بندر | مدیریت محوطه |